• صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
صفحات اختصاصی
  • نرم افزارهای مفید
  • مطالب مفید و جالب
  • درس هایی از زندگی
مطالب اخیر
  • منزل فروشی شخصی ساز بتون آرمه !!!!!!!!!!!!
  • نخستین نماز استاد ملحد آمریکایی
  • بازی " 2070 سال پس از میلاد "
  • یک بازی استراتژیک خلاق و بهترین در نوع خود
  • ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
  • راهی برای شفاف شدن چشم: استفاده از سرمه سنگ یا اثمد
  • رمضان فرصت خروج از سلطنت شکم
  • چند حکمت زیبا و خواندنی
  • سلام مجدد به دوستان عزیز
  • چرا ما انسان ها غذای دست اول نمی خوریم ؟!!!!
  • یک نرم افزار خوب برای تعبیر خواب حتما ببینید
  • یک خاطره، یک سرگذشت از مردی موفق و یک نتیجه گیری
  • ببخشید من می تونم یکمی به خانوم شما نگاه کنم ؟
  • اهمیت آبه الکرسی و علاقه اندیشمند انگلیسی به آیة الکرسی
  • به زمان ظهور نزدیک می شویم ؟
  • مطلب جالبی در مورد سینوزیت و درمان آن در طب سنتی
  • آدرس مطب دکتر روازاده
  • آدرس شرکت پژوهشگران طب گیاهی بوعلی
  • برای سلامتی به طب سنتی ایرانی، اسلامی برگردیم!
  • آب درمانی چیست ؟
  • چگونه سالم باشیم ؟
  • مغایرت های زمان ما
  • یک مطلب جالب از طب سنتی
  • یک کلیپ پاورپوینت در مورد مادر
  • صله ارحام ، آثار و ثمرات آن
  • تفریح، اما به چه قیمتی
  • قدر والدین خود را بدانیم
  • اهمیت نماز و عبادت درکودکی
  • سلام ای طبیعت زیبا و سرزمین تنها
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • دی ٩۱
  • مهر ٩۱
  • امرداد ٩۱
  • آذر ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
دوستان من
  • طب و تهدید نرم
  • طب اسلامی
  • طبیب خراسان
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • جامعه ادبی بیشه
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



زندگی در بهشت
یادداشت هایی در مورد زندگی
سلام مجدد به دوستان عزیز
نویسنده: منتظر بهار - ۱۳٩٠/٩/۸

مدتی است که فرصت نکردم مطالب جدید در وبلاگ بنویسم امروز یک مطلب در مورد جوانان که به نظرم جالب است قرار میدهم امیدوارم کمی بیشتر تامل و فکر کنیم.

می خواهم خودم باشم

 با شروع دوره جوانی تغییرات بسیاری در زندگی اجتماعی شما ایجاد می شود. کنار آمدن با این تغییرات کار سخت و پیچیده ای نیست فقط کافی است صبور باشید.

 تا همین چند وقت پیش هیچ مشکلی با پدر و مادرتان نداشتید و همه چیز به خوبی و خوشی پیش می رفت، اما این روزها از غذایی که می خورید گرفته تا لباس هایی که می پوشید و حتی رنگ دیوار اتاقتان موضوع اختلاف نظر با آنان است.

 اشکال کار اینجاست که نه شما و نه پدر و مادرتان حاضر به کوتاه آمدن نیستید و مسائل کوچکی مانند زمان رفتن به رختخواب یا افرادی که با آنها در مدرسه دوست هستید موجب جنگ و دعوا در خانه می شود.

واقعاً چه اتفاقی افتاده است شما تا یکی دو سال پیش کوچکتر بودید و پدر و مادرتان کنترل زیادی روی اعمال و رفتار شما داشتند و حتی درباره چیزهای کوچکی مانند خوراکی ای که به مدرسه می بردید یا حتی لباس خوابتان برای شما تصمیم می گرفتند. شما هم به عنوان یک کودک مخالفت چندانی نداشتید و مطابق میل و تصمیمات آنها رفتار می کردید. البته این طرز برخورد والدین بسیار خوب است زیرا فرزندانی که از نظر ذهنی آن قدر رشد نکرده اند تا بتوانند از خود مراقبت کنند یا صلاح خود را تشخیص دهند. نیاز به کنترل بیشتر دارند.

 ولی بچه ها همیشه بچه نمی مانند، بزرگ می شوند و مانند شما به مرحله نوجوانی و جوانی می رسند. شما در دوره نوجوانی هویت خود را پیدا می کنید، هویتی که از هویت پدر و مادرتان مستقل است.

 جولیا رامبرز روانشناس آکادمی وستهام معتقد است که دوره جوانی، زمانی است که فرد در آن افکار و عقاید خاص خود را پیدا می کند و دوست دارد آنها را در زندگی و محیط اطراف خود پیاده کند. دوره نوجوانی زمینه ورود به دنیای بزرگسالان را فراهم می کند.

 در دوره ای که شما بزرگ تر می شوید، تغییر می کنید و تبدیل به فردی می شوید که دوست دارد خودش برای خودش تصمیم بگیرد. ممکن است والدینتان نتوانند به همان سرعت خود را با این تغییرات هماهنگ کنند. آنها قبلا عادت داشتند برای شما که یک کودک بوده اید تصمیم بگیرند و شما هم فوراً حرف آنها را گوش کنید، ولی الآن شرایط فرق کرده است و کمی زمان لازم است تا سایر افراد خانواده به شخصیت جدید شما عادت کنند.

 

رامبرز می گوید: اختلاف نظرها بین والدین و نوجوان ها بسیار عادی است. نوجوانان خیلی زود عصبانی می شوند، زیرا دلشان می خواهد پدر و مادرشان با همه کارهای آنها موافق باشند و هر مخالفتی برایشان به این معناست که به شخصیت آنها احترام گذاشته نمی شود. زیرا یکی از ویژگی های دوره نوجوانی حساسیت بیش از حد است، هر مخالفتی که با نظرات شما می شود که کل شخصیت شما را زیر سؤال می برد!

پدر و مادرها هم عصبانی می شوند چون عادت ندارند فرزندانشان را خارج از محدوده کنترل خود ببینند.

 یکی از ویژگی های پدر و مادرها هم این است که خیلی نگران فرزندانشان هستند، آنها می ترسند شما آن قدر بزرگ نشده باشید که بتوانید تصمیم های درستی بگیرید. مخالفت ها و سخت گیری های آنها به خاطر محبت شان است نه دشمنی آنها

مشاجرات بین والدین و فرزندان معمولا احساسات هر دو طرف را به شدت جریحه دار می کند. از طرف دیگر بعضی از مسائل مانند انتخاب دوست یا با دوستان برای گردش بیرون رفتن مشاجرات بزرگ تری به وجود می آورد زیرا درست به نقطه حساسی دست می گذارند، یعنی همان احساس استقلال و آزادی طلبی نوجوان و احساس حمایت و مراقبت کردن از فرزند در پدر و مادر اما اوضاع همیشه این طور نمی ماند. با گذشت زمان پدر و مادرها فرزندشان را دیگر کودک نمی دانند و به او آزادی های معقول و مناسب با سن اش می دهند. نوجوانان هم یاد می گیرند که پدر و مادرها صلاح آنها را می خواهند و نیت بدی ندارند و از طرف دیگر علتی وجود ندارد که با تمام خواسته های آنها در خانواده موافقت شود.

 رامبرز توضیح می دهد که بهترین راه برای جلوگیری از این مشاجرات یاد گرفتن راه های درست ارتباط برقرار کردن است.

 اگر خواسته خود را با آرامش و نه با جیغ و داد مطرح کنید و رفتار منطقی ای داشته باشید، راحت تر می توانید پدر و مادرتان را متقاعد کنید. به هر حال باید به آنها نشان دهید که بزرگ شده اید. نشانه بزرگ شدن فقط به دست آوردن آزادی های بیشتر نیست، یکی از نشانه ها داشتن رفتار منطقی و حل مشکلات از طریق گفت وگو است.

 بعضی وقت ها به نظر می رسد که رابطه شما هیچ وقت بهتر نمی شود. نه شما حرف آنها را می فهمید و نه آنها حرف شما را ولی با گفت وگو کردن به جای دعوا کردن و بیان کردن عقایدتان می توانید احترام بیشتری کسب کنید. به یاد داشته باشید که نتیجه بحث همیشه نباید کاملا به نفع شما یا پدر و مادرتان باشد. گاهی اوقات اگر هر دو طرف کمی کوتاه بیایند خیلی از مشکلات به راحتی حل می شود.

 منبع : علیرضا سزاوار

روزنامه کیهان ( www.kayhannews.ir )

نظرات ()



چرا ما انسان ها غذای دست اول نمی خوریم ؟!!!!
نویسنده: منتظر بهار - ۱۳٩٠/٧/٢٧

به نظر می رسد که ما انسان ها علی رغم هوشمند بودن در یک نکته از هوشمندی خود استفاده نکرده ایم و خودمان به دست خودمان بدن خود را بیمار می کنیم و آنگاه دچار زحمت و درد و رنج می شویم و سپس زمان زیادی از عمر پر ارزش خود را به دنبال درمان بیماری خود تلاش می کنیم.

ما انسان ها به جای استفاده از غذای دست اولی که خداوند در زمین با رویاندن انواع گیاهان و درختان در اختیار ما قرار داده است از گوشت حیوانات استفاده می کنیم و یا اینکه گیاهان و حبوبات را می پزیم و سپس استفاه می کنیم .

گاو و گوسفند و شتر و .... گیاهان را که غذای دست اول است می خورند و ما از گوشت آنها که غذای دست دوم است استفاده می کنیم کجای این فرآیند عاقلانه است.

اگر گیاهان مغذی نیستند پس چرا گاو و گوسفند و شتر و اسب و فیل با خوردن گیاهان خام بدن قوی و سالمی دارند و مریض هم نمی شوند . کمی فکر کنیم !!!

چرا مستقیما از گیاهان و میوه ها و حبوبات استفاده نمی کنیم تا تمام مواد طبیعی و سالم بدن را بدون واسطه از طبیعت دریافت کنیم .

به نظر می آید که بایستی کمی با خودمان در خلوت بر روی این مسائل فکر کنیم و تصمیم جدی بگیریم که آیا می خواهیم سالم و سلامت باشیم و یا اینکه عمدا خودمان را مریض کنیم.

به این سایت نگاهی بیندازید. دوستان اگر سایت های دیگری می شناسند لطفا معرفی نمایند.

http://www.veganforum.ir

 

 

 

نظرات ()



یک نرم افزار خوب برای تعبیر خواب حتما ببینید
نویسنده: منتظر بهار - ۱۳٩٠/٧/٢٦

با سلام مجدد خدمت دوستان از اینکه مدتی نبودم  عذرخواهم.

نرم افزار جدیدی را برای تعبیر خواب معرفی می کنم که خیلی راحت و ساده می باشد

از سایت زیر دانلود نمایید

http://tabir.persiangig.com

نظرات ()



یک خاطره، یک سرگذشت از مردی موفق و یک نتیجه گیری
نویسنده: منتظر بهار - ۱۳٩٠/٦/٢۸

نویسنده : سید امیر رضا حسینی نژاد
کارشناس ارشد جغرافیا - برنامه ریزی توریسم

امسال در حالی که می خواستم خاطرات نوروزی خود را از سفرم به شمال کشور بنویسم واقعه ای مسیر نگارش این خاطرات را تغییر داد و آن سرگذشت یکی از میلیاردهای ایران بود که اتفاقا به نوعی و در نقطه ای کوچک در سفرم وجه مشترکی داشت که در این مجال برای شما می آورم. 
درست اواخر سال 1389 بود که در چند روز آخر سال که تعطیل بودم شروع به مطالعه کردم و طبق رسم هر سال معمولا به خواندن ویژه نامه های نوروزی روزنامه های مختلف پرداختم که در این حین چشمم به مطلب بسیار جالبی در یکی از این ویژه نامه ها خورد که شرح مختصری را در مورد چهار میلیاردر بزرگ ایران نوشته بود و اتفاقا شرگذشت یکی از آنان بسیار توجه مرا به خود جلب کرد و وقتی برای خانواده و سایر افراد نیز آن را خواندم واقعا تاثیر گذار بود. 
اما اینکه چرا داستان زندگی این فرد که کسی جز "احد عظیم زاده" بزرگترین صادر کننده فرش ایران نبود برای من مهم بود و چه ربطی به سفر نوروزی من داشت ؟ عجله نکنید و ادامه مطلب را بخوانید. 
دوست دارم ابتدا چکیده ای از آن مطلبی که مربوط به این فرد موفق است را برایتان بنویسم و سپس به نتیجه گیری بپردازم و مطمئنم که این شرح مختصر برای همه به خصوص جوانان جویای نام و ثروت جالب خواهد بود. 
"احد عظیم زاده" کسی است که در سال 1336 در روستای اسفنجان متولد می شود. هفت ساله بوده که پدر را از دست می دهد و آنقدر امکانات مالی اش کم بوده که نمی تواند به راحتی به تحصیل بپردازد. پس از رفتن به کلاس اول کار خود را آغاز می کند و پشت دار قالی می نشیند ! 
تا 13 سالگی روزها قالی می بافد و شبها درس می خواند، به گفته خودش "چاره ای نبود باید خاک می خوردم و زحمت بسیار می کشیدم." به این مطلب توجه کنید وی می گوید در سال 2 بار بیشتر نمی توانستیم برنج بخوریم. یک بار روز 21 ماه رمضان و بار دوم چهارشنبه سوری. واقعا توجه می کنید 2 بار در سال !!
به هر حال زندگی او ادامه می یابد و از 2 هزار تومان و سرمایه های اندک در راه فروش قالی می تواند در 18 سالگی 20 هزار تومان پس انداز کند. در این سن فشار مالی و یتیمی سنگینی کار و تلاش را بر دوشهای نحیفش چند برابر می کند تا اینکه مجبور به ترک تحصیل می شود. "عظیمی زاده" می گوید :" همواره درد محبت را احساس می کردم و همیشه انتظار کسی را می کشیدم که دستی بر سرم بکشد..." 
اما امید و عشق به هدف او را از کار نمی اندازد. او همواره به فکر رشد و ترقی و افزایش سرمایه بوده، لذا سراغ یکی از اقوام خود می رود و با یک وام بانکی سرمایه خود را به یکصد هزار تومان می رساند. "احد" تصمیم می گیرد تا کار خود را با صادرات آغاز کند لذا به آلمان که مهد خرید و فروش فرش است، می رود و از تجار می شنود ثروتمندان برای خرید فرش به سوییس می روند. لذا بار سفر را می بنند و به آن کشور سفر می کند. 
در هتل با تاجری آشنا می شود و او ایده اصلی را به احد می دهد : "فرش گرد بباف". 
در آن دوران فرش گرد در ایران بافته نمی شد لذا او به ایران برگشت و اولین فرش گرد خود را بافت و در همان زمان با آمدن یکی دو تا از فرشهای گرد به بازار، سرو کله تاجران آلمانی پیدا شد. آنان به روستای او رفتند و در اولین معامله 5/6 میلیون تومان پول نقد به او دادند.
حالا آن سرمایه 100 هزار تومانی که 80 هزار تومانش قرض بود در کارخانه ای اجاره اینچنین پولی نصیب او کرده بود. کسب و کارش رونق می گیرد و صادرات خود را به دیگر کشورهای اروپایی نیز ادامه می دهد. کمی بعد با سر زدن به کشورهای مختلف و بازدید از هتلهای معروف جهان تصمیم به ساخت هتلی بزرگ و منحصر به فرد در ایران می کند. 
همینجاست که ربط سفر من با زندگی این فرد بزرگ دیده می شود چراکه وقتی به سمت تنکابن پیش می رفتم ساختمانی بزرگ در طبقات بسیار را در سلمانشهر دیدم که چشم هر فردی را در جاده خیره می کرد. به همسرم گفتم که پشت چنین ساختمانی سرمایه ای عظیم خوابیده است که حتما متعلق به یک میلیاردر بزرگ یا پروژه ای دولتی است. 
نزدیک تر که شدیم چشمانمان خیره شد بله روی بیل بوردی که برای معرفی این پروژه غول پیکر نصب شده بود، نوشته شده بود : "کارفرما احد عظیم زاده." چون سرنوشت او را خوانده بودیم خیلی برایمان جالب بود این همان هتلی است که "احد" در سرگذشت خود گفته بود. 
"احد عظیم زاده" از ساخت هتلش می گوید که تا کنون 180 میلیارد تومان در آن سرمایه گذاری کرده است. تمام مصالحش خارجی و بهترین است. سنگ برزیل، شیشه بلژیک، دستگیره درها انگلیسی و تاسیسات آلمانی. کابین چهار آسانسور از طلای 18 عیار. 340 واحد مسکونی در 25 طبقه، طبقه همکف سالن ورزشی، 34 طبقه هتل، 7 رستوران روی دریاچه، 10 هزار متر شهر آبی، 70 هزار متر زمین آمفی تاتر، 90 هزار متر زمین گلف و 2 باند هلی کوپتر. فقط قراداد نورپردازی این پروژه با فرانسوی ها 9 میلیارد تومان است. 
اما دیگر پول او را ارضا نمی کند. برنده تندیس الماس بزرگترین بیزینس من جهان و بزرگترین صادر کننده فرش کشور از یتیم نوازی، کمک به فقرا و مستمندان راضی می شود و این هدف نهایی اوست. او هم اکنون خیر نمونه کشور و جزو 100 کارآفرین برتر کشور است.
او معتقد است خدا او را وسیله برای کمک به مستمندان قرار داده. 1070 بچه یتیم را تحت پوشش دارد و با خود پیمان بسته هر سال 100 بچه به آنها بیافزاید. 
بله او برای ایتام سفره می اندازد، به آنها نگاه می کند و گریه می کند. گریه ای که هر دانه اشکش یک مروارید ذی قیمت است. 
"احد" در یکی از خاطرات خود می گوید : "در یک مراسمی بچه ها دورم جمع شده بودند و هر کس چیزی می خواست. در این میان دختر بچه ای به من نزدیک شد و به جای آن که چیزی بخواهد فقط خواست دستم را ببوسد. مهرش بدجور به دلم نشست. خواستم فردا بیاید دفتر. آن دخت الان دخت خوانده من است. من به هر دخترم 50 میلیون جهیزیه دادم و مقرر کردم به این یکی 100 میلیون تومان جهاز بدهند." 
این سرگذشت را گفتم تا به چند نکته که خود به آن رسیدم، اشاره کنم : 
جوان عزیز....
1- اکثر افرادی که به درجات بزرگ علمی، مادی و معنوی دست یافته اند با ممارست بسیار و نه یک شبه بلکه با سالها سختی و مشقت به این مهم دست یافته اند. 
2- همه این افراد که همواره موفق مانده اند توکل بر خدا را سرلوحه کار خود قرار داده اند. 
3- همگی خالصانه دستی در کار های خیر بزرگ داشته اند و اینگونه بوده که خدا دست خود را از آستین اینان بیرون آورده و او می خواهد که آنها موفق بمانند تا باعث خیر و برکت در زندگی مردم شوند. 
4- زندگی سالم، معنوی و بدور از لجن زارهای مادی در زندگی این افراد موج می زند وگرنه مانند بسیاری دیگر که ثروتهایی را بدست آوردند و بخشی یا همه آنرا به اعمال غیر اخلاقی مصرف کردند، در ورطه هلاک و ورشکستگی می افتادند. 
5- ریسک پذیری عاقلانه از دیگر رازهای موفقیت این افراد بوده است. 
6- گرفتن نکات کلیدی موفقیت، قبل از دیگران از مهمترین نکات قابل تامل در زندگی این افراد است. 

به هر حال این چند مجال را گفتم تا یکی از خاطرات خوبم در ایام نوروز را با شما شریک باشم. امیدورایم مورد قبول حق و شما خوانندگان محترم قرار گرفته باشد.

منبع : ویژه نامه روزنامه جام جم

از سایت مبین گروپ

نظرات ()



ببخشید من می تونم یکمی به خانوم شما نگاه کنم ؟
نویسنده: منتظر بهار - ۱۳٩٠/٦/٢۸

عنوان بالا به نظر عجیب است و شما را به فکر وامیدارد متن زیر را بخوانید

 

 ببخشید آقا! من می‌تونم یه کم به خانوم شمانگاه کنم و لذت ببرم؟

 

یک داستان کوتاه و شاید واقعی!

 


 

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت:
ببخشید آقا! من می‌تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟
مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد: 
مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری... گه می‌خوری تو و هفت جد آبادت، خجالت نمی‌کشی؟
جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش‌های مرد عصبی شود و عکس‌العملی نشان دهد، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد:
خیلی عذر می‌خوام فکر نمی‌کردم این همه عصبی و غیرتی بشین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه می‌کنن و لذت می‌برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم. 
مرد خشکش زد ... 
همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد...

 

منبع :

 

http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/Archive/1174.htm?


 

نظرات ()



اهمیت آبه الکرسی و علاقه اندیشمند انگلیسی به آیة الکرسی
نویسنده: منتظر بهار - ۱۳٩٠/٦/۱٥

«جاریش» نویسنده مشهور مصری در کتاب خود آورده است که یکی از اندیشمندان انگلیس می‌گوید آیه‌ای در قرآن وجود دارد که هیچ‌گاه از خواندن آن خسته نمی‌شوم و دوست دارم درباره آن بیاندیشم. 

به گزارش مرکز خبر حوزه، آیت الله کریمی جهرمی طی سخنانی در برنامه طرح تقویت اعتقادی که از سوی دفتر امام جمعه گلپایگان در این شهر برگزار می‌شود، با اشاره به این مطلب که توحید در میان معارف الهی از جایگاه بالایی برخوردار است، گفت: اهمیت هیچ یک از معارف اسلامی و الهی به پای توحید نمی رسد و آن چیزی که انسان را از بقیه موجودات ممتاز و حرمت انسانی را حفظ می‌کند، چیزی جز توحید نیست.

وی افزود: قرآن کریم برای اینکه این معنا را در جان انسان بدمد، این مطلب را به اشکال مختلف بیان کرده است؛ و آیات عدیده ای در قرآن کریم ویژه باب توحید است اما آیة الکرسی در میان آیات توحیدی دارای آثار و برکات خاصی است که دقت در مفاد آن بسیار ارزشمند است.

ادامه مطلب را ببینید


ادامه مطلب ...
نظرات ()



به زمان ظهور نزدیک می شویم ؟
نویسنده: منتظر بهار - ۱۳٩٠/٦/۱٢

مطلب زیر را از سایت http://saramomeni.blogfa.com که حاوی نکات جالبی در مورد سیاره جدید نیبیرو می باشد خدمتتان ارائه می دهم. با توجه به اینکه این سایت، اخبار موثق و جالبی در این ارتباط از یکسال پیش ارائه می دهد به نظر من جالب توجه می باشد.

 

بازگشت مجدد نیبیرو با نام جدید C 2010 X1

طرح حرکت دنباله دار جدبد

پس از گذشت چند سال از کشف نیبیرو و سپس انکار آن توسط ناسا ، بار دیگر گمانه زنی ها در باره این جرم آسمانی قوت یافته و اخبار متعددی در باره این جرم آسمانی که هم اکنون سایت ناسا آن را به عنوان دنباله دار C 2010 X1 معرفی می کند و پیشتر به سیاره ایکس شناخته می شد و عده ای دیگر در سایتهای اینترنتی آن را " ELENIN" می خوانند ، منتشر شده است . از جمله این اخبار ارتباط این دنباله دار با زلزله های سالهای اخیر است . اخیرا دانشمندان با دنبال کردن جهت حرکت این دنباله دار و هم تراز شدن آن در زمانهای مشخصی که با خورشید و زمین در زوایای مشخصی، داشته است پی برده اند که زلزله های شدید سالهای اخیر مرتبط با این هم ترازیها بوده است .

بقیه مطلب در ادامه بخوانید


ادامه مطلب ...
نظرات ()



مطلب جالبی در مورد سینوزیت و درمان آن در طب سنتی
نویسنده: منتظر بهار - ۱۳٩٠/٦/٧

از سایت "شیعه طب  http://www.shiateb.com "  مطلب زیر را در مورد سینوزیت پیدا کردم که به نظرم خیل مفصل و جالب بود . امیدوارم مفید باشد و  دعایی باشد برای آنها و من حقیر.

 

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین  و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین

  

سینوزیت؛ همه گیری قابل درمان

سینوس

سینوس ها، حفره هایی توخالی در استخوانهای سر و صورت هستند. این حفره ها که همگی در اطراف بینی قرار گرفته اند؛ ۴ گروه هستند:

۱- سینوس های استخوان پیشانی، بالای ابروها در قسمت نزدیک به وسط صورت.

۲- سینوس های استخوان گونه، در زیر کاسه چشم ها.

۳- سینوس های واقع در استخوانی که  بین چشم ها و بینی قرار گرفته است.

۴- سینوس های واقع در قسمت پشتی بینی.

آنچه که در بین عموم مردم به عنوان سینوزیت شناخته می شود؛ عمدتاً ناشی از التهاب در ۳ دسته اول است.

 

ادامه مطلب را ببینید


ادامه مطلب ...
نظرات ()



مطالب قدیمی تر » « مطالب جدیدتر